تبليغاتX
یادداشت‌های اینترنتی - زلزله

یادداشت‌های اینترنتی

زلزله آمد و باز هم ویران نکرد. منتظرم تا بیاید. نه اینکه مشتاقش باشم. تصورش هم ترس دارد. وقتی لوسترها تکان می‌خورند و در چارچوب در منتظری تا بریزد٬ اما آرام می‌شود. باز هم زمین گهواره می‌شود و ما هم با توپ‌هایمان بازی می‌کنیم!  به هر حال من منتظرم تا بیاید. بیاید و من را با خودش ببرد. شما توانستید٬ نیایید. من را اگر ببرد خوشحال می‌شوم.

*دنبال همسفری هستم. می‌خواهم ۸ سال دیگر با هم سفری به آن قسمت ... کانادا یا فرانسه بزنیم! برای رفع کنجکاوی. ملتفتید که؟!

+ 86/03/29  |14:46 |